تبليغاتX
آریامهر

عشق بهتره یا دوست داشتن؟؟؟؟؟؟؟

Preview Image

 

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می‌گیرد

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند

 

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

 

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می‌کند و باخود به قله‌ی بلند اشراق می‌برد

 

عشق زیبایی‌های دلخواه را در معشوق می‌آفریند
دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌بیند و می‌یابد

 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

 

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

 

عشق بینایی را می‌گیرد
دوست داشتن بینایی می‌دهد

 

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

 

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

 

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می‌شویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

 

عشق نیرویی است در عاشق،که او را به معشوق می‌کشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست، که دوست را به دوست می‌برد

 

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

 

عشق معشوق را مجهول و گمنام می‌خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می‌خواهد و می‌خواهد که همه‌ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند

 

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که: ”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

 

عشق معشوق را طعمه‌ی خویش می‌بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هر دو دشمنی می‌ورزد و معشوق نیز منفور می‌گردد
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است یک ابدیت بی مرز است، که از جنس این عالم نیست


 

نوشته شده توسط احسان در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 10:51 موضوع | لینک ثابت


تقلد فاطی جان

جديدترين خدمات وبلاگ نويسان- منبع كامل عكس هاي كارتوني  .ღღ**گالری عکس هاي متنوع  قلب شيشه اي.ღღ **      http://ghalbe6ei.blogfa.com/ تولدت مبارک فاطمه جانجديدترين خدمات وبلاگ نويسان- منبع كامل عكس هاي كارتوني  .ღღ**گالری عکس هاي متنوع  قلب شيشه اي.ღღ **      http://ghalbe6ei.blogfa.com/

چه لطيف است حس آغازي دوباره،و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز...
روز ميلاد...
روز تو!

جديدترين خدمات وبلاگ نويسان- منبع كامل عكس هاي كارتوني  .ღღ**گالری عکس هاي متنوع  قلب شيشه اي.ღღ **      http://ghalbe6ei.blogfa.com/

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

جديدترين خدمات وبلاگ نويسان- منبع كامل عكس هاي كارتوني  .ღღ**گالری عکس هاي متنوع  قلب شيشه اي.ღღ **      http://ghalbe6ei.blogfa.com/روزي که تو آغاز شدي!جديدترين خدمات وبلاگ نويسان- منبع كامل عكس هاي كارتوني  .ღღ**گالری عکس هاي متنوع  قلب شيشه اي.ღღ **      http://ghalbe6ei.blogfa.com/
تولد مبارک

تبلد تبلد تبلدت مبارک
مبارک مبارک
تبلدت مبااااااااااااااااااااااااااااااارک

جديدترين خدمات وبلاگ نويسان- منبع كامل عكس هاي كارتوني  .ღღ**گالری عکس هاي متنوع  قلب شيشه اي.ღღ **      http://ghalbe6ei.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط احسان در جمعه دهم مهر 1388 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت


           

 

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو

 

كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

 

درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم


بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

 

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم


از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

 

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

 

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

 

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

 

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزن

 

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

 

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

 

كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

 

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

 

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

 

با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک


عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک


فقط مي خوان بهت بگن


عزيز من تولدت مبارک

 
  




 

نوشته شده توسط احسان در جمعه دهم مهر 1388 ساعت 15:18 موضوع | لینک ثابت


منتظر

لیلی چشم به راه است.....

لیلی می دانست که مجنون نیامدنی ست.اما ماند چشم به راه و منتظر........ هزار سال..............

لیلی راه ها را اذین بست و دلش را چراغانی کرد.مجنون نیامد.....

مجنون نیامدنی ست...

خدا از پس سال ها لیلی را می نگریست. چراغانی دلش را. چشم به راهی اش را. خدا به مجنون می گفت نرود.

مجنون حرف خدا را گوش می گرفت. خدا ثانیه ها را می شمرد صبوری لیلی را.

عشق درخت بود. ریشه می خواست.صبوری لیلی ریشه اش شد. خدا درخت ریشه دار را اب داد.

درخت بزرگ شد.

 هزار شاخه.هزار برگ.ستبر و تنومند.

سایه اش خنکی زمین شد. مردم خنکی اش را فهمیدند. مردم زیر سایه درخت لیلی بالیدند.

لیلی چشم به راه است.درخت لیلی ریشه می کند. خدا درخت ریشه دار را اب می دهد.

مجنون نمی اید.مجنون هرگز نمی اید.....

زیرا که مجنون نیامدنی ست..............

زیرا که درخت ریشه می خواهد.

 

دلم گفت بنویس.منم گوش کردم : و منم همچون لیلی منتظر. عاشق. چشم انتظار.

منتظر می مونم تا روز ت و ل و د م........................


 

نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت


سلام

اول از همه باید یه تشکر مخصوص کنم از همه دوستان عزیزمون که توی این مدت ما رو تنها نزاشتند و ما رو همچنان مورد لطف و محبت خود قرار دادند.ما را امیدوار کردند که هنوز کسانی هستند که توی دنیا معرفت دارند و بی وفا نیستند.

می خوام معذرت خواهی کنم بابت این همه تاخیر .

که همش به خاطر من و لجبازی من بود و صبوری احسان

حالا دلم می خواد که حرفای دلمو بگم ...........

توی این مدت خیلی چیزا یاد گرفتم از دنیای مجازی از دوستانی که حتی یکبار هم ندیدمشان و فقط تو ذهن خودم تصویری خیالی ازشون ساختم.

به قول یکی از دوستانم : این دنیای مجازی به ما فرصت می ده که انسان های اطرافمان را فقط از ظاهرشان نشناسیم و دلمون خوش کنیم به نوشته هاشون . نوشته های که از دلشون میاد.و به دلمون می نشینه.

می خوام بگم من چقدر خوشبختم که توی زندگی ام امکان اینو داشتم که با دوستان گلی مثل شما اشنا بشم.

حس خوبی دارم وقتی می نویسم. قبلا شعر می گفتم . نثرمی نوشتم ولی بزرگ که شدم همه ذوق و سلیقه ام دادم رفت خونه شوهر

اولین شعرمو سال 83 گفتم و بعدش علاقه خاصی به غزل پیدا کردم یادم می اید وقتی توی شب شعر خوندمش همه تشویقم کردن و گفتن باید برم رشته مقدس انسانی.

خودمم دوست داشتم . مشوقم زیاد داشتم .ولی شیطونی کردم و رفتم معماری

هنوزم عاشق کتاب شعرم .عاشق سهراب ... من عاشقم ........

عاشق دریا به خصوص وقت غروب .

این دنیای مجازی چه دنیایی مثل یه رویاست. ادم توش به خیلی چیزایی می رسه که شاید تو واقعیت هیچ وقت به دستشون نیاره.

من امسال به صورت واقعی نرفتم شمال ولی افتخار اینو داشتم که با یکی از بهترین دوستانم که معرف همه هست توی رویامون با هم بریم شمال.

می خوام بگم اگه ما دیر به دیر میام یا اصلا نمی یام مهم نیست

مهم دوست داشتن .مهم به یاد هم بودن و همدیگر و یاد کردنه.

دلم می خواست بیام پیش تک تکتون و کلی با هم حرف بزنیم. تا یه ذره احسان استراحت کنه از دست من که یه ریز حرف می زنم.

می خوام اعتراف کنم که من توی این مدت خیلی احسان اذیت کردم.

ببخشید.........البته اگه قابل بخشش باشه.

بیایید باهم و برای هم سر سفره افطار دعا کنیم.

التماس دعا دارم شدید........

 

پی نوشت: نظر خواهی غیر فعال کردم.چون پیشتون نیومدم و انتظارنظرم ندارم.

این پست گزاشتم تا بدونید من و احسان همیشه به یادتونیم و ارزوی بهترین ها برای شما داریم.

 


 

نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه بیستم مرداد 1388 ساعت 12:32 موضوع | لینک ثابت